تبلیغات
پرنس من

پرنس من
SS501 Fighting 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از سریال های این وبلاگ کدام را میپسندید ؟






لینک دوستان
صفحات جانبی
دیگر امکانات
داستان روزانه

                blogکد بازی تمرکز حواس

 
          Flag Counter

 Seoul

(قسمت چهارم)

ده دقیقه صبر کردم بعد صداش کردم : جونگ مین زود باش عروسی تموم شد و اونم از

اون بالا با صدای بلند گفت من آماده ام الآن میام . و چند ثانیه بعد اومد پایین یه کت وشلوار

نقره ای براق پوشیده بود منم عصبانی شدم و سرش داد زدم بعد این همه وقت اینو پوشیدی؟

با بریم بالا و پشت کتش و گرفتم و رفتیم بالا تو اتاقش بهش گفتم مگه دامادی که اینو پوشیدی؟

زودباش درش بیار می خواست در بیاره که چشمش افتاد به من گفت میشه بری بیرون؟

بقیه داستان در ادامه:


 ناخواسته
گفتم من وقت این لوس بازیها رو ندارم زود باش داره دیر میشه  و رفتم دم پنجره

 گفت مشکی بپوشم همونجوری روبه پنجره گفتم بپوش اما خط و خال نداشته باشه یدست

باشه وقتی پوشید گفت ببین چطوره خوبه وقتی نگاش کردم خیلی ناز شده بود رفتم سمتش

 و گفتم کروات میبندی یا پاپیون؟جونگ مین گفت کروات بهتره و یکی که به کت و پیرهنش

میومد برداشت بهش گفتم بده من ببندم تو هی میخوای فس بزنی و می خواستم کرواتش

و ببندم که دیدم دستم به گردنش نمیرسه با لبخند گفتم میشه تعظیم کنی با تعجب نگاه کرد

 و گفت برای چی؟برای اینکه من دستم بهت نمیرسه دراز خانمی خواست یه چیزی بگه که

سریع گفتم با این فس فس کاریات به آخر عروسی هم نمیرسیم و یه دستی به سر و

صورتش کشیدم و اومدیم پایین می خواستم زنگ بزنم آژانس ماشین بگیرم که گفت به کی

زنگ میزنی؟می خوام ماشین بگیرم گفت با ماشین من میریم دیر وقت میخوایم برگردیم

ماشین گیرمون نمیاد منم خوشحال شدم و گفتم باشه فقط تو راه باید یه دسته گل بخرم

جونگ مین گفت اگه یه گلفروشی دیدم نگه میدارمرفتیم به پارکینگ و سوار شدیم نمیدونم

 مدلش چی بود اما خیلی قشنگ بود وقتی رسیدیم منو جلوی هتل پیاده کرد و رفت تو

پارکینگ من کارت دعوت و نشون دادم و رفتم تو لابی منتظرش شدم دو یه دقیقه بعد صدای

 یه مرد و شنیدم که می گفت بدون کارت دعوت نمی تونین برین تو من یه دفعه مثل برق

گرفته ها پریدم دم در و به اون آقا گفتم ایشون با من هستند و اون هم گذاشت جونگ مین

 بیاد تو فکر کنم عصبانی بود اما به روی خودش نیاورد وقتی رفتیم تو سالن همه دونفر دونفر

یا سه نفری وایساده بودن باهم حرف می زدن و یه موزیک ملایم هم پخش میشد  به

 جونگ مین گفتم تو یکم عقبتر باش می خوام دوستم نبینتد من مستقیم رفتیم سمت

 عروس و داماد دوستم تا منو دید خیلی خوشحال شد و بغلم کرد . گفت فکر نمکردم بیای

 منم با خنده گفتم مگه چمه که نیام یکی دیگه رو هم آوردم حدس بزن کیه ؟ و بهش اشاره

 کردم که بیاد کنار من به دوستم گفتم ایشون هستند ونارا با تعجب به من نگاه

کرد و گفت این که پارک جونگ مین ؟ نه ؟ بله خودشه و با هم سلام و احوالپرسی کردن

اونم که دیگه از شوهرش یادش رفته بود بهش گفتم نمیخوای ما رو به شوهرت معرفی کنی؟

زود رفت صداش کرد و اومدند و ما رو معرفی کرد اونم از دیدن جونگ مین تو عروسیش

تعجب کرده بود و خیلی خوشحال بود و دستش و گرفت و برد به مهموناش (پُزبده)منم رفتم

یه جایی وایسادم بعد یه ربع بیست دقیقه با دوتا جام پایه بلند اومد گفت بیا بخور من هردوشو

گرفتم و گفتم اگه شما هم نخوری خیلی بهتره اگه اینجا شنگول شدی من نمیتونم جمعت کنم

رفتم بذارمشون رو میز وقتی اومدم دیدم یه گوشه سالن خیلی شلوغه و کلی زن و دختر اونجا

وایسادن گفتم این دوباره معرکه گرفته و زدم میونشون و رسیدم بهش که یه دختره گفت خانم

نوبت و رعایت کن خندم گرفته بود گفتم مگه صف گوشته تو نوبت وایستم ؟ رفتم دیدم به به

داره امضا ء میده که گفتم تو هیچ جا فرصت و از دست نده یواشکی دم گوشش گفتم آبروم و

نبر اینجا جای این کارا است مگه فن میتینگه ؟ اینا رو رد کن تا حالت و نگرفتم و ازبین شون

اومدم بیرون چند دقیقه بعد اومد و با کمال خونسردی گفت آدم معروف این مشکلات و هم داره

داشت حرف میزد که یه دختر لوس با اون وضع لباسش به جونگ مین پیشنهاد رق . ص کرد

می خواست بره که آستین کتش و کشیدم و گفتم ایشون با من هستند . دختره هم رفت.

 میخواست یه چیزی بگه که یه شیرینی گذاشتم تو دهنش میخواست بازم حرف بزنه که گفتم

با دهن پر حرف نزن آقای معروف و رفتم سمت عروس تازه رق.صش با داداشش تموم شده بود

 که من و دید بهم گفت خوش میگذره ؟اگه این آقای معروف بذارن بله.یکم حرف زدیم و من رفتم

 یه گوشه ایستادم چشمم دنبال جونگ مین بود که هر چی دید زدم ندیدمش رفتم بین مهمونا

 داشتم دنبالش می گشتم که دیدم با چند تا دختر نشستن رو پله ومیخوره و میگه و میخنده

 میدونین که اینم زود شنگول میشه دیگه نمیشه کنترلش کرد بلندش کردم و بردمش طرف

 دستشویی و گفتم آخرش کار خودت و کردی میشه این چند ساعت من و دغندی ؟ بهش گفتم

 برو یه آبی به صورتت بزن یکم حالت جا بیاد که طبق معمول گوش نکرد دامن لبسم و بالاگرفتم

 نکشه رو زمین و بردم دم شیرآب و با آب سرد  صورتش و شستم هی می گفت سرده نکن و

از این حرفا گفتم من نمیذارم آبروی من و خودت و ببری می خوای از فردا عکسا و فیلمهات

 بره تو سایتها و وبها میشه یه امروز دست از این خود شیرینی هات  برداری ؟ با دستمالی که

 تو کیفم بود صورنش و خشک کردم یکم حالش بهترشده بود خوبه زود رسیدم وگرنه با جرثقیل

 هم نمیشد بلندش کنی.وقتی رفتیم تو سالن داشتند کیک و می آوردن که دوستم بهم اشاره

 کرد برم پیشش رفتم و چند تا عکس گرفتند و بعد کیک و تقسیم کردن من زود دوتا ظرف کیک

 گرفتم و جونگ مین و بردم یه گوشه. بهش گفتم اینو بگیر و یه جا وایستا مثل بچه آدم بخور

تا بریم وقتی خوردنمون تموم شد رفتم که از عروس و داماد تشکر و خداحافظی کنیم که

دوستم نگذاشت بریم و گفت چند دقیقه دیگه شام میدنباید حتما" وایسی . منم مجبور شدم

یه دروغ کوچولو بگم که جونگ مین حالش خوب نیست و باید زودتر بریم (البته دروغ هم نبود )

براشون آرزوی خوشبختی کردیم و هدیه ای که گرفته بودم بهش دادم رفتیم سمت در خروجی

جونگ مین گفت چی بهش دادی کی خریده بودی؟منم دستش و کشیدم و بردمش بیرون و گفتم

حالا وقت این حرفا نیست و رفت ماشین و بیاره گفتم راستی میتونی رانندگی کنی؟با یه قیافه

درهم گفت با اون کاری که شما کردین بله . خیلی گشنم بود گفتم یه جایی وایسا یه چیزی

 بخوریم من که خیلی گشنمه .



داغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی: داستان های کره ای،
برچسب ها: سرگذشت، EP 4، داستان،
[ سه شنبه 16 مهر 1392 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ سارا یونگی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

I♥YS•rس‹

     این صفحه را به اشتراک بگذارید
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

كد ماوس

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

وکیل دادگستری

- وکیل دادگستری خرید گن لاغری خرید عینک آفتابی خرید کیف آلوما والت فروشگاه تی شرت محرم تی شرت طرح محرم تی شرت محرم گن لاغری مردانه تی شرت محرم شبکه اجتماعی هفت آسمان - برترین جامعه مجازی ایرانیان خرید گن لاغری ساعت مچی کاسیو آموزش خیاطی - آموزش خیاطی خرید ساعت کاسیو خرید ساعت مچی خرید گن لاغری مردانه تی شرت لاغری مردانه slim n lift دانلود آهنگ های جدید - دانلود آهنگ های جدید خرید چراغ خواب لاک پشتی شلمن - خرید چراغ خواب لاک پشتی شلمن