تبلیغات
پرنس من

پرنس من
SS501 Fighting 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
از سریال های این وبلاگ کدام را میپسندید ؟






لینک دوستان
صفحات جانبی
دیگر امکانات
داستان روزانه

                blogکد بازی تمرکز حواس

 
          Flag Counter

 Seoul

یه داستان جدید (سرگذشت من دابل اس۵۰۱) که برای هر نفر داستان  جدا دارم

 داستان هر کدوم با هم فرق داره بعضیها با ناراحتی و غم تموم میشه بعضیها با خوبی و خوشی

***************************************************************

تیزر داستان اول(پارک جونگ مین)

سارا دختری بود که برای درس خوندن رفت کره و چند وقتی که رفت

دانشگاه درس خوندن و ول کرد و رفت سر کار بعد از تغییر مکانش به سئول

 از تو آگهی ها یه کار پیدا کرد تو یه خونه خدمتکار شده بود بعدا" میفهمه که محل

 کارش یکی از خونه های یه خواننده و بازیگر معروفه و به ندرت به اون خونه میره

 در طول زمانی که اونجا کار میکرده بین اون دوتا اتفاقهای ریادی می افته و

 جونگ مین اون و از خونه بیرون میکنه و از کارش هم اخراج میشه

بعد از مدتی جونگ مین انگشتر الماسش و پیدا میکنه و میفهمه که سارا

 دزدی نکرده سارا به سختی میتونه یه کار دیگه پیدا کنه و جونگ مین هم با

دختری که بازیگر بوده ازدواج میکنه و اتفاق های بدی میافته و یکی دوسال بعد از

ازدواجشون زنش با کسایی دیگه دوست میشه و باعث دعوا و جدایی میشه و خیلی

 از نظر روحی آسیب خیلی جدی میبینه تا حدی که بقیه دوستاش

 (کیو و هیونگ و یونگی و هیون)خیلی نگرانش میشن تو کارشم خیلی

افت میکنه یه روز اتفاقی یونگ سنگ سارا رو میبینه که با صورت خونی و کبود در حال

 دویدن با یونگی برخورد میکنه و یونگی خیلی زود سارا رو میشناسه بعدا"از اتفاقای

بدی که برای جونگ مین افتاده بوده تعریف میکنه و میگه بهترین کسی که میتونه

 کمکش کنه سارا و میترسن که یه بلایی سرخودش بیاره سارا چون از

 جونگ مین ناراحت بود خیلی راغب به این کار نبود ولی چند بار دیگه دوستاش

اومدن و خواهش کردن تا قبول کرد با جونگ مین حرف بزنه و دلداریش بده و برگرده

 سر کارش که میره و با جونگ مین حرف میزنه که تو داستان میخونین جونگ مین

 وقتی سارا رو میبینه چی بینشون میگذره فقط با یه شرط قبول میکنه برگرده

 سر کارش با انرژی بیشتر  که شرطش و تو داستان میخونین

 بعد از چند سال هم با هم ازدواج میکنن .

***************************************************************

داستان اول : پارک جونگ مین

(قسمت اول)

وقتی من اومدم کره زیاد پول نداشتم و رفتم تو یکی از شهرهای کوچیک و کار کردم . چند

سالی اونجا کار کردم و پولام و جمع کردم وقتی دیدم به اندازه ای هست که برم سئول و

یه خونه کوچیک پایین شهر اجاره کنم اسباب اثاثیم و جمع کردم و رفتم سئول اونجام با

کمک یکی از دوستام یه خونه کوچیک اجاره کردم خونه همه یه سالن بود سمت راست

دستشویی و حموم بود آخر سالن هم یه آشپزخونه کوچیک بود که با یه پرده ضخیم از

سالن جداش کردم و خودمم وسط سالن میخوابیدم اتاق نداشت چندتا تیکه اثاث داشتم

(کمد همراه از اینا که زیپ داره و یه صندوق و یه رختواب و کمی هم وسایل آشپزخونه)

 بقیه در ادامه :

داشتم اول همه جا رو تمیز کردم  بعد وسایل و چیدم خیلی خسته شده بودم

 خوراکیهایی و که آورده بودم تو یخچال گذاشتم و یه املت درست کردم خوردم 

و زود خوابیدم چون باید دنبال کار می گشتم صبح زود بیدار شدم و از پنجره

 آشپزخونه کوچه و مردم و نگاه کردم خیلیخوشحال بودم که اومدم تو این شهر

 سریع یه صبحونه درست کردم چنتا لقمه آماده کردم و رفتم بیرون به موقع رسیدم

 ایستگاه اتوبوس داشت میرفت یه دو سه روزی دنبال کار گشتم ولی پیدا نکردم از

 میوه فروشی که اومدم بیرون پشت شیشه یه آگهی دیدم چند نفر برای پرستاری

 از سالمند و خدمتکار می خواستم گفتم کاچی بعضی هیچی به اون شماره زنگ زدم

 و یه وقت برا مصاحبه گرفتم وقتی رفتم تو دفتر یه خانم نسبتا" جوان پشت میز

 نشسته بود سلام کردم و گفت لطفا" بشینید بعد گفتم : آگهی تون و دیدم برای

 کار اومدم پرسید قبلا" همجایی کار کردی ؟ گفتم بله تو یه شیرنی پزی کار کردم 

کارگر کارگاه بودم پرسید از نگهداری کودک و سالمند یا کار خونه چیزی می دونی ؟

 گفتم از پرستاری که نه اما تو کارای خونه و تمیزکاری واردم . خانمه گفت باید یه

 معرفینا مه از صاحب کار قبلیت بیاری زود قبول کردم

و دم در که رسیدم گفت بقیه موارد و منشی بهتون میگه خداحافظی رفتم پیش منشی

 اونم مواردی و بهم گوشزد کرد : نباید دیر کنی باید مواظب وسایل گرون قیمت و تزیینی

 باشی هیچ چیزی از اون جایی که کار می کنی گم نشه چون مسولیت سنگینی داره .

 صادر کردن کارت شناسایی هم بعد از آوردن معرفی نامه انجام میشه . خداحافظی

 کردم و رفتم بیرون سریع خودم و به ترمینال رسوندم و یه بلیت برای شهری که قبلا"

 توش زندگی می کردمگرفتم و سه ساعت بعد رسیدم یکراست رفتم سراغ

 شیرینی فروشی آقای لی وقتی من و دید خیلی خوشحال شد و با خنده گفت:به

 این زودی دلت برای ما تنگ شد ؟ بله همینطوره که شما میگین ولی برای یه کار

 دیگه هم اومدم آقای لی گفت :خجالب 

نکش هر کاری داری بگو شاید بتونم کمک کنم براش تعریف کردم یه کار جدید پیدا کردم

 فقط باید یه معرفی نامه ازصاحبکار قبلیم داشته باشم . با خنده گفت این که چیزی

 نیست من یه معرفی نامه بهت میدم نگران نباشبعد از چند دقیقه با یه پاکت نامه برگشت

 گفت : اینم معرفی نامه تشکر کردم و می خواستم برم که صدام کرد و یه پاکت پر از

 شیرینی و کیک و پیراشکی بهم داد گفتم این چکاریه من و خجالت زده کردین آقای لی 

گفت : تو مثل دخترمی و اینم یه هدیه کوچیکه لطفا"قبول کن گرفتم و تشکر کردم

 رفتم تو ایستگاه . وقتی رسیدم شب شده بود و وقت نبود که برم شرکت گفتم فردا

 صبح زود میرم . خونه که رسیدم خیلی خسته بودم زود یه دوش گرفتم و یه غذای

 حاضری خوردم و خوابیدم . 

صبح زود لباس مناسب پوشیدم و رفتم شرکت وقتی رفتم تو دفتر خانم مدیر با لبخند

 جوابم و داد و گفت معرفی نامه آوردی ؟ منم پاکت و روی میز گذاشتم یه نگاهی بهش

 کرد و گفت خوبه برین کارتتون و از منشی بگیرین وسایل و لوازم مورد نیاز و هم

 می تونی از انبار بگیری موفق باشین منم با کلی خوشحالی کارت و برگه تحویل

 لوازم و امضا کردم ومی خواستم یرم که منشی گفت :آدرس محل کارتون و کلید 

خونه وسایل و هم براتونمی فرستیم زود گرفتم و به اونجا رفتم تقریبا"بالا شهر

 بود و با جایی که من زندگی میکردم یک ساعت فاصله داشت وقتی رسیدم رسیدم

 ساختمون و پیدا کردم و رفتم تو لابی قشنگیداشت دگمه اولین آسانسور و زدم

 که یه مرد40 – 50 ساله اومد طرفم و گفت : اینجا چکار

 دارین ؟ با کی کار دارین ؟ منم کارتم بهش نشون دادم و گفتم من برای کار اینجا 

اومدم طبقه 6 آپارتمان شماره 4 گفت: آهان آقای تا می خواست اسمشو بگه یکی از

 اتاق نگهبانی صداش کرد گفت می تونین برین و زود رفت منم دوباره دکمه آسانسور

 و زدم وقتی جلوی در آپارتمان رسیدم یکم می ترسیدم یه نفس عمیق کشیدم و در

 و باز کردم وقتی رفتم تو خندم

 گرفت . این خونه چرا اینجوریه آپاچیا حمله کردن سالن که خیلی بهم ریخته بود رفتم

 آشپزخونه و جاهای دیگه و هم دیدم دست کمی از بازار شام نداشت طبقه بالا هم یه

 راهرو بود و آخرش یه اتاق که بزرگتر از اتاقای پایین بود توش حموم و دسشویی هم بود

 یه اتاق خواب هم سمت راست بود یه در تو تراس داشت وسایل زیادی توش نبود یه کمد

 و تخت بزرگ و میزای کوچیک کنار تخت رفتم پایین و می خواستم از یجایی کار و شروع

 کنم که یه صدای وحشتناکی شنیدم حدس بزنین چی بود؟شکم من بود که داد می زد من

 گشنمه تو یخچال و نگاه کردم چیز بدرد بخوری نبود با خودم گفتم اول صبحونه بعد کار 

رفتم بیرون و به نگاهی به اطراف کردم و یه سوپر شیک و بزرگ دیدم رفتم تو مغازه و

 شیر کاکائو و نون و پنیر و یکم خرت و پرت خریدم و رفتم تو ساختمون که نگهبانه از

 اتاقش اومد بیرون که گفتم منم رفته بودم خرید کنم دگمه آسانسور و که زدم گفتم قراره

 من دو روز یه بار بیام اینجا همش باید خودم و معرفی کنم ؟ لبخندی زد و گفت ببخشید ما

 کارمون اینه خیالتون راحت باشه دیگه شناختمتون وقتی رفتم تو خونه اول یه چایی

 درست کردم و یه صبحونه خوردم که صدای زنگ در اومد وقتی رفتم دم در دیدم وسایل

 و آوردم گفتم بذارین تو اتاق زیر پله ها رسید و امضا کردم و شروع کردم به کار و

10 20 30 40 کردم اول حموم و تمیز کنم یا اتاق

 که 100 به حموم افتاد جای تقریبا"بزرگی بود همه جا سفید بود نقش و نگار نداشت .

 کار اونجا که تموم شد ساعت11 شده بود منم یه چای و کیک خوردم و رفتم سراغ اتاق

 نمی دونستم پام و کجا بذارم کارجمع و جور و تمیز کردن اتاق خیلی طول کشید و

 خسته شده بودم وقتی به ساعت نگاه کردمدیدم 5 عصر باید زود میرفتم تا به اتوبوس

 برسم سریع سبد لباس چرکا را گذاشتم تو آشپزخونه و وسایل و جمع کردم و رفتم . 

تو راه به این فکر می کردم صاحب این خونه کیه و کی میاد . رسیدم خونه خیلی خسته

 بودم یکم برنج و شویداز دیشب تو یخچال بود گذاشتم رو گاز و زیرش و کم کردم و رفتم

 دوش گرفتم شام که خوردم زود خوابیدم حال ظرفشستنم نداشتم گذاشتم برا فردا 



داغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی: داستان های کره ای،
برچسب ها: دابل اس۵۰۱، جونگ مین، داستان،
[ جمعه 5 مهر 1392 ] [ 04:02 ب.ظ ] [ سارا یونگی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

I♥YS•rس‹

     این صفحه را به اشتراک بگذارید
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

كد ماوس

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools

وکیل دادگستری

- وکیل دادگستری خرید گن لاغری خرید عینک آفتابی خرید کیف آلوما والت فروشگاه تی شرت محرم تی شرت طرح محرم تی شرت محرم گن لاغری مردانه تی شرت محرم شبکه اجتماعی هفت آسمان - برترین جامعه مجازی ایرانیان خرید گن لاغری ساعت مچی کاسیو آموزش خیاطی - آموزش خیاطی خرید ساعت کاسیو خرید ساعت مچی خرید گن لاغری مردانه تی شرت لاغری مردانه slim n lift دانلود آهنگ های جدید - دانلود آهنگ های جدید خرید چراغ خواب لاک پشتی شلمن - خرید چراغ خواب لاک پشتی شلمن